close
دانلود آهنگ جدید

سلام به وب سايت فتو نام خوش آمديد

عکس کده - سایت تفریحی سرگرمی

http://aksskade.rozblog.com/

آناتومی و فیزیولوژی سیستم تولید مثل زن

سیستم تولید مثل زن ، مثل تولید سیستم تولید مثل مردان ، تولید گامت و هورمونهای تولید مثل عمل می کند. با این حال ، این وظیفه اضافی نیز دارد که از جنین در حال توسع

سیستم تولید مثل زن ، مثل تولید سیستم تولید مثل مردان ، تولید گامت و هورمونهای تولید مثل عمل می کند. با این حال ، این وظیفه اضافی نیز دارد که از جنین در حال توسع

آناتومی و فیزیولوژی سیستم تولید مثل زن
خلاصه مطلب:

سیستم تولید مثل زن ، مثل تولید سیستم تولید مثل مردان ، تولید گامت و هورمونهای تولید مثل عمل می کند. با این حال ، این وظیفه اضافی نیز دارد که از جنین در حال توسعه و تحویل آن به دنیای خارج حمایت کند. سیستم تولید مثل زن برخلاف همتای خود ، عمدتاً در داخل حفره لگن قرار دارد ( شکل 1 ). به یاد بیاورید که تخمدان ها غده های ماده هستند. گامتهای تولید شده آنها تخمک نامیده می شود . ما به زودی در مورد تولید تخمک ها صحبت خواهیم کرد. ابتدا اجازه دهید نگاهی به برخی از ساختارهای سیستم تولید مثل زن بپردازیم.

این شکل ظاهری و اندامهای موجود در سیستم تولید مثل زن را نشان می دهد.  پانل بالا نمایش مشخصات را نشان می دهد و صفحه نمایشگر قدم را نشان می دهد.

شکل 1. سیستم تولید مثل زن. اندامهای اصلی سیستم تولید مثل زن در داخل حفره لگن قرار دارد.

دستگاه تناسلی زن خارجی

ساختارهای تولید مثل زن خارجی به صورت جمعی به عنوان جوشانده ( شکل 2 ) گفته می شود. mons pubis نوعی چربی است که در قسمت قدامی ، بالای استخوان pubic قرار دارد. بعد از بلوغ ، آن را در موهای پوستی پوشانده می شود. labia majora (لابیا = "لب" ؛ majora = "بزرگتر") چین هایی از پوست پوشیده از مو است که دقیقاً خلفی به مبه های مونس شروع می شود. مینورای نازک و باریک تر و رنگی تر (لابیا = "لب" ، مینورا = "کوچکتر") داروی داخلی را به لابیا ماژورا می دهد. اگرچه به طور طبیعی از نظر شکل و اندازه از زن به زن دیگر متفاوت است ، اما labia minora برای محافظت از مجرای ادرار و ورود به دستگاه تناسلی زنان عمل می کند.

قسمتهای برتر و قدامی لابیا مینورا برای محاصره کلیتوریس (یا glans clitoris) جمع می شوند ، ارگانی که از همان سلولهای آلت تناسلی glans سرچشمه می گیرند و دارای اعصاب فراوانی هستند که این امر را در احساس جنسی و ارگاسم مهم می کنند. پرده بکارت یک غشای نازک است که بعضی مواقع تا حدی ورودی واژن را می پوشاند. پرده بکارت دست نخورده نمی تواند به عنوان نشانه "بکارت" استفاده شود. حتی در بدو تولد ، این تنها یک غشای جزئی است ، زیرا مایعات قاعدگی و سایر ترشحات باید بتوانند از بدن خارج شوند ، فارغ از مقاربت آلت تناسلی و واژن. دهانه واژن بین باز شدن مجرای ادرار و مقعد قرار دارد. این وسیله توسط رسانه ها به غدد بارتولین (یا غدد دهلیزی بیشتر) وصل می شود.

این شکل قسمت کافی از ولو را نشان می دهد.  پانل سمت راست نمای قدمامی را نشان می دهد و می توانید آن را انتخاب کنید.  سطح واقعی این برچسبز است.

شکل 2. وولوا. دستگاه تناسلی زن خارجی به طور دسته جمعی به عنوان ولووا گفته می شود.

واژن

مهبل (واژن) که در پایین شکل 1 و شکل 1 نشان داده شده است ، یک کانال عضلانی (به طول تقریبی 10 سانتی متر) است که به عنوان ورودی دستگاه تولید مثل است. همچنین به عنوان خروج از رحم در هنگام قاعدگی و زایمان عمل می کند. دیواره های خارجی واژن قدامی و خلفی به ستون های طولی یا پشته ها تشکیل می شوند و قسمت برتر مهبل (به نام فورنیکس) با دهانه رحم بیرون زده رحم ملاقات می کند. دیواره های مهبل (واژن) با ظهور الیاف بیرونی و فیبری پوشیده شده اند. یک لایه میانی عضله صاف. و یک غشای مخاطی داخلی با چین های عرضی به نام rugae . با هم ، لایه های میانی و درونی اجازه می دهند تا مهبل (واژن) برای مهار مقاربت و زایمان گسترش یابد. پرده بکارت نازک و سوراخ شده تا حدی می تواند دهانه دهانه واژن را احاطه کند. پرده بکارت با تمرین بدنی شدید ، مقاربت آلت تناسلی-واژینال و زایمان می تواند پاره شود. غدد بارتولین و غده های کمتر دهلیزی (واقع در نزدیکی کلیتوریس) مخاط ترشح می کنند ، که قسمت دهلیزی را مرطوب نگه می دارد.

مهبل (واژن) محل زندگی عادی میکروارگانیسم هایی است که به محافظت در برابر عفونت توسط باکتری های بیماری زا ، مخمر یا موجودات دیگر که می توانند وارد واژن شوند ، کمک می کند. در یک زن سالم ، غالب ترین نوع باکتری واژینال از جنس Lactobacillus است . این خانواده از فلورهای باکتریایی مفید اسید لاکتیک را ترشح می کنند ، بنابراین با حفظ pH اسیدی (زیر 4/4) از مهبل (واژن) محافظت می کنند. پاتوژن های بالقوه در این شرایط اسیدی کمتر زنده می مانند. اسید لاکتیک در ترکیب با سایر ترشحات واژینال ، واژن را به عنوان یک عضو تمیزکننده خود تبدیل می کند. با این حال ، مسواک زدن یا شستشوی واژن با مایعات می تواند تعادل طبیعی میکروارگانیسم های سالم را مختل کند و در واقع خطر زن را از نظر عفونت و سوزش افزایش می دهد. در واقع ، کالج زنان و زایمان و متخصص زنان ، توصیه می کند که خانم ها از چربی استفاده نشوند ، و به آنها اجازه می دهد تا واژن جمعیت سالم خود را از فلور میکروبی محافظ حفظ کند.

تخمدان ها

تخمدانها غدد ماده هستند ( شکل 1 را ببینید). تخمک های جفت شده ، هر کدام حدود 2 تا 3 سانتی متر طول دارند ، در اندازه یک بادام. تخمدان ها در حفره لگن قرار دارند و توسط مزواریوم ، پسوندی از صفاق که تخمدان ها را به رباط گسترده متصل می کند ، پشتیبانی می شوند. بیرون آمدن از خود مزواریوم رباط تعلیقی است که شامل خون تخمدان و عروق لنفاوی است. سرانجام ، خود تخمدان از طریق رباط تخمدان به رحم وصل می شود.

تخمدان شامل یک پوشش بیرونی اپیتلیوم کوبوئیدی به نام اپیتلیوم سطح تخمدان است که برای یک بافت همبند متراکم به نام تونیکا آلبوژینا سطحی است. در زیر تنه آلبوژینا قشر یا قسمت بیرونی ارگان وجود دارد. قشر از یک چارچوب بافتی به نام استروما تخمدان تشکیل شده است که بخش عمده تخمدان های بزرگسال را تشکیل می دهد. تخمک ها در لایه بیرونی این استروما توسعه می یابند که هر یک توسط سلولهای پشتیبانی کننده احاطه شده است. به این گروه بندی تخمک و سلولهای پشتیبان آن ، فولیکول گفته می شود . رشد و نمو فولیکولهای تخمدان بزودی تشریح خواهد شد. در زیر قشر ، مدولا تخمدان داخلی ، محل رگ های خونی ، عروق لنفاوی و اعصاب تخمدان قرار دارد. در انتهای این بخش با آناتومی کلی سیستم تناسلی زنان اطلاعات بیشتری کسب خواهید کرد.

چرخه تخمدان

چرخه تخمدان مجموعه ای از تغییرات قابل پیش بینی در تخمک های زنانه و فولیکول های تخمدان است. در طی سالهای تولید مثل یک خانم ، یک چرخه تقریباً 28 روزه است که می تواند با آن ارتباط داشته باشد ، اما مانند چرخه قاعدگی (که به زودی مورد بحث قرار می گیرد) نیست. این چرخه شامل دو فرآیند به هم پیوسته است: oogenesis (تولید گامت های زن) و foliculogenesis (رشد و توسعه فولیکول های تخمدان).

زایمان

گامتوژنز در زنان oogenesis نامیده می شود. این روند با سلولهای بنیادی تخمدان یا اوگونیا آغاز می شود ( شکل 3 ). اوگونیا در طول رشد جنین شکل می گیرد و از طریق میتوز تقسیم می شود ، دقیقاً مانند اسپرماتوگونی در بیضه. با این حال ، برخلاف اسپرماتوگونی ، تخمک قبل از تولد تخمک های اولیه را در تخمدان جنین تشکیل می دهد. این تخمکهای اصلی سپس در این مرحله از میوز I دستگیر می شوند ، فقط برای از سرگیری آن سالها بعد ، شروع در دوران بلوغ و ادامه تا زمانی که زن در نزدیکی یائسگی باشد (قطع عملکردهای تولید مثل زن). تعداد تخمکهای اصلی موجود در تخمدانها از یک به دو میلیون در نوزاد کاهش می یابد ، در دوران بلوغ به حدود 400000 ، تا پایان یائسگی به صفر می رسد.

شروع تخمک گذاری - آزاد شدن تخمک از تخمدان - انتقال از بلوغ به بلوغ تولید مثل برای زنان را نشان می دهد. از آن به بعد ، در طول سالهای باروری زن ، تخمک گذاری تقریباً هر 28 روز یک بار رخ می دهد. درست قبل از تخمک گذاری ، افزایش هورمون لوتئینه کننده باعث از سرگیری میوز در تخمک اولیه می شود. این امر انتقال از تخمک اولیه به ثانویه را آغاز می کند. با این حال ، همانطور که در شکل 3 مشاهده می کنید ، این تقسیم سلولی منجر به دو سلول یکسان نمی شود. در عوض ، سیتوپلاسم به طور نابرابر تقسیم می شود ، و یک سلول دختر بسیار بزرگتر از دیگری است. این سلول بزرگتر ، تخمک ثانویه ، سرانجام هنگام تخمک گذاری تخمدان را ترک می کند. سلول کوچکتر ، به عنوان اولین قطب بدن ، ممکن است یاوز را کامل نکند و بدن قطبی دوم تولید کند. در هر صورت ، سرانجام از هم پاشید. بنابراین ، حتی اگر oogenesis حداکثر چهار سلول را تولید کند ، تنها یک سلول زنده مانده است.

این روش نشان داده شده است و می توان آن را نشان داد.  نمونه بالالی بررسی جریان قبل از تولد و نیمی از بعد از بلوغ است.  فراخوان سمت چپ می توانید تخم ها را قبل و بعد از اسپانیایی نشان می دهد.

شکل 3. زایمان. تقسیم سلولی نابرابر oogenesis یک تا سه بدن قطبی ایجاد می کند که بعدا تخریب می شود ، همچنین یک تخمک هاپلوئید منفرد وجود دارد که تنها در صورت وجود نفوذ تخم ثانویه توسط یک سلول اسپرم تولید می شود.

چگونه تخمک ثانویه دیپلوئید به یک تخمک تبدیل می شود - گامت ماده هاپلوئید؟ میوز تخمک ثانویه تنها در صورت کامل شدن اسپرم در موانع خود کامل می شود. میوز II سپس از سر گرفت و تولید تخمک هاپلوئیدی را انجام داد که در لحظه لقاح توسط اسپرم (هاپلوئید) اولین سلول دیپلوئیدی سلولهای جدید (یک زایگوت) می شود. بنابراین ، تخمک را می توان به عنوان یک مرحله مختصر ، انتقالی ، هاپلوئید بین تخمک دیپلوئید و زایگوت دیپلوئیدی دانست.

مقدار بیشتری از سیتوپلاسم موجود در گامت ماده برای تهیه زایگوت در حال رشد با مواد مغذی در طی دوره بین لقاح و لانه گزینی در رحم استفاده می شود. جالب توجه است كه اسپرمها تنها در DNA لقاح و بدون سیتوپلاسم در DNA نقش دارند. بنابراین ، سیتوپلاسم و تمام اندامک های سیتوپلاسمی موجود در جنین در حال رشد از مبدا مادر است. این شامل میتوکندری ها است که حاوی DNA خاص خود هستند. تحقیقات علمی در دهه 1980 مشخص کرد که DNA میتوکندری به ارث می رسد ، بدین معنی که می توانید DNA میتوکندری خود را مستقیماً به مادر ، مادرش و غیره از طریق اجداد زن خود ردیابی کنید.

ویژگی های اتصالات روزمره

نقشه برداری از تاریخ بشر با DNA میتوکندری وقتی در مورد DNA انسان صحبت می کنیم ، معمولاً به DNA هسته ای مراجعه می کنیم. یعنی DNA که در هسته سلولهای ما به سلولهای کروموزومی وصل می شود. ما نیمی از DNA هسته ای خود را از پدرمان و نیمی از مادرمان به ارث می بریم. با این حال ، DNA میتوکندری (mtDNA) فقط از میتوکندری موجود در سیتوپلاسم تخمک چربی است که از مادر خود به ارث می بریم. او mtDNA خود را از مادرش دریافت کرد ، که آن را از مادرش گرفت و غیره. هر یک از سلولهای ما حاوی تقریباً 1700 میتوکندری است که هریک از میتوکندری ها با mtDNA بسته بندی شده و حاوی تقریبا 37 ژن هستند.

جهش ها (تغییرات) در mtDNA بطور خودبخود در یک الگوی تا حدودی سازمان یافته در فواصل منظم در تاریخ بشری رخ می دهد. محققان با تجزیه و تحلیل این روابط متقابل توانستند مشخص كنند كه همه ما می توانیم جدیت خود را به یك زنی كه حدود 200000 سال پیش در آفریقا زندگی می كرد ، ردیابی کنیم. دانشمندان نام این كتاب مقدس را به زن داده اند ، گرچه او البته اولین زن Homo sapiens نیست . دقیق تر ، او جدیدترین جد مشترک ما از طریق تبار ماتریلین است.

این بدان معنی نیست که mtDNA امروز همه دقیقاً شبیه به شب اجدادی ما است. به دلیل جهش های خود به خود در mtDNA که طی قرن ها روی داده است ، محققان می توانند "شاخه های" مختلف را از "تنه اصلی" درخت خانوادگی mtDNA ما نقشه برداری کنند. mtDNA شما ممکن است الگویی از جهش ها داشته باشد که بیشتر با یک شاخه نزدیک تر باشد و ممکن است همسایه شما با یک شاخه دیگر همسو باشد. هنوز هم ، همه شاخه ها سرانجام به حوا باز می گردند.

اما چه شد که برای mtDNA همه زنان Homo sapiens دیگر که در زمان حوا زندگی می کردند اتفاق افتاد؟ محققان توضیح می دهند که ، طی قرن ها ، فرزندان زنشان بدون فرزند و یا تنها با فرزندان مرد درگذشتند ، و به همین ترتیب ، خط مادرانه آنها و mtDNA آن پایان یافت.

فولیکولژنز

مجدداً ، فولیکولهای تخمدان تخمک و سلولهای پشتیبان آنها هستند. آنها در فرآیندی به نام فولیکولوژنز رشد و نمو می کنند که به طور معمول منجر به تخمک گذاری یک فولیکول تقریباً هر 28 روز به همراه مرگ چندین فولیکول دیگر می شود. مرگ فولیکولهای تخمدان آترزی نام دارد و در هر مرحله در طول رشد فولیکول ممکن است رخ دهد. به یاد بیاورید ، یک نوزاد ماده در بدو تولد ، یک تا دو میلیون تخمک را درون فولیکولهای تخمدان خود خواهد داشت و این تعداد در طول زندگی تا یائسگی کاهش می یابد ، در حالی که هیچ فولیکول باقی نمی ماند. همانطور که در مرحله بعد مشاهده خواهید کرد ، فولیکول ها از مراحل اولیه ، اولیه ، به ثانویه و ثانویه قبل از تخمک گذاری - با تخمک درون فولیکول تا زمان درست قبل از تخمک گذاری ، تخمک درون فولیکول باقی می مانند.

فولیکولوژنز با حالت فولیکول در حالت استراحت شروع می شود. این فولیکولهای کوچک مقدماتی در زنان تازه متولد شده وجود دارد و نوع فولیکول غالب در تخمدان های بالغ است ( شکل 4 ). فولیکولهای اولیه فقط یک لایه مسطح سلولهای پشتیبان دارند ، به نام سلولهای گرانولوزا ، تخمک را احاطه کرده و می توانند سالها در این حالت استراحت بمانند - برخی تا قبل از یائسگی.

بعد از بلوغ ، هر روز چند فولیکول اولیه به یک سیگنال استخدام پاسخ داده می شود و به استخر فولیکول های رشد ناپذیر به نام فولیکول های اولیه می پیوندد. فولیکول های اولیه با یک لایه سلول سلولهای گرانولوزا شروع می شوند ، اما سلولهای گرانولوزا فعال می شوند و از یک شکل مسطح یا سنگفرش به شکل گرد و مکعب گرد تبدیل می شوند زیرا در اندازه افزایش می یابند و تکثیر می شوند. با تقسیم سلول های گرانولوزا ، فولیکول ها (که اکنون به نام فولیکول های ثانویه خوانده می شوند ) قطر دارند ، و یک لایه بیرونی جدید از بافت همبند ، رگ های خونی و سلول های theca ایجاد می کنند - می توانند سلولهای گرانولوزا را تولید کنند تا استروژن تولید کنند.

در حال رشد فولیکول ثانویه ، تخمک اولیه در حال حاضر یک غشای استیل نازک به نام زونا پلوسیدا را ترشح می کند که نقش مهمی در لقاح بازی می کند. یک مایع غلیظ ، به نام مایعات فولیکولار ، که بین سلولهای گرانولوزا شکل گرفته است ، نیز شروع به جمع آوری در یک استخر بزرگ یا آنترون می کند . فولیکولهایی که در آن آنتروم بزرگ شده و به طور کامل شکل گرفته است ، فولیکولهای سوم (یا فولیکولهای آنترال) در نظر گرفته می شوند. چندین فولیکول به طور هم زمان به مرحله سوم می رسند ، و بیشتر اینها تحت آترزی قرار می گیرند. کسی که نمی میرد ، تا زمان تخمک گذاری ، وقتی تخمک تخمک ثانویه خود را که توسط چندین لایه سلول گرانولوزا احاطه شده است ، از تخمدان بیرون می کشد و رشد می کند. به خاطر داشته باشید که بیشتر فولیکول ها تا این لحظه ایجاد نمی کنند. در حقیقت ، تقریباً 99 درصد از فولیکول های تخمدان تحت آترزی قرار می گیرند که می تواند در هر مرحله از فولکولوژنز ایجاد شود.

این شکل چند بعدی ارائه شده توسط فولیکول ها را نشان می دهد.  صفحه بالا حد مجاز از فولیکولوژنز را نشان می دهد.  در هر مرحله ، انواع مختلفی از سلولهای برچسبزی می توان تغییر داد.  قسمت نهایی یک میکروگراف از یک فولیکول ثانیویه را نشان می دهد و قسمت های اصلی برچسب خورده اند.

شکل 4. فولیکولوژنز. (الف) بلوغ یک فولیکول در جهت عقربه های ساعت و برگرفته از فولیکول های اولیه ، نشان داده شده است. FSH رشد یک فولیکول سوم را تحریک می کند ، و LH تولید استروژن توسط سلول های گرانولوزا و theca را تحریک می کند. هنگامی که فولیکول بالغ شد ، پارگی می کند و تخمک را آزاد می کند. سلولهای باقیمانده در فولیکول سپس به داخل جسم لوتئوم تکامل می یابند. (ب) در این میکروگراف الکترونی از یک فولیکول ثانویه ، تخمک ها ، سلول های گروه (thecae foliculi) ، و آنتروم در حال توسعه به وضوح قابل مشاهده است. EM × 1100. (میکروگراف ارائه شده توسط ریجنتس دانشکده پزشکی دانشگاه میشیگان © 2012)

کنترل هورمونی چرخه تخمدان

روند توسعه که ما فقط توضیح داده ایم ، از فولیکول اولیه تا فولیکول زودرس ، تقریباً دو ماه در انسان طول می کشد. مراحل پایانی توسعه یک گروه کوچک از فولیکولهای سوم ، که با تخمک گذاری تخمک تخمدان خاتمه می یابد ، طی یک دوره تقریباً 28 روز اتفاق می افتد. این تغییرات توسط بسیاری از همان هورمونها تنظیم می شود که سیستم تولید مثل مردان را تنظیم می کند ، از جمله GnRH ، LH و FSH.

همانطور که در مردان ، هیپوتالاموس GnRH تولید می کند ، هورمونی که سیگنال غده هیپوفیز قدامی را برای تولید gonadotropins FSH و LH ( شکل 5 ) نشان می دهد. این گنادوتروپین ها هیپوفیز را ترک کرده و از طریق جریان خون به تخمدان ها می روند و در آنجا به گیرنده های سلولهای گرانولوزا و سلولهای فولیکول متصل می شوند. FSH باعث رشد فولیکول ها می شود (از این رو نام آن هورمون تحریک کننده فولیکول است) ، و پنج یا شش فولیکول سوم به قطر گسترش می یابد. ترشح LH همچنین سلولهای گرانولوزا و سلولهای فولیکول را تحریک می کند تا هورمون استروئیدی جنسی استرادیول استرادیول ، نوعی استروژن تولید کند. این مرحله از چرخه تخمدان ، هنگامی که فولیکولهای سوم در حال رشد و ترشح استروژن هستند ، به عنوان فاز فولیکول شناخته می شود.

هرچه سلولهای گرانولوزا و سلول فولیکول بیشتری داشته باشند (یعنی بزرگتر و توسعه یافته تر باشند) ، در پاسخ به تحریک LH استروژن بیشتری تولید می کند. در نتیجه این فولیکولهای بزرگ که مقدار زیادی استروژن تولید می کنند ، غلظت استروژن پلاسما سیستمیک افزایش می یابد. به دنبال یک حلقه بازخورد منفی کلاسیک ، غلظت بالای استروژن باعث تحریک هیپوتالاموس و هیپوفیز برای کاهش تولید GnRH ، LH و FSH می شود. از آنجا که فولیکولهای بزرگ سوم نیاز به FSH دارند که در این مرحله رشد کرده و زنده بمانند ، این کاهش در FSH ناشی از بازخورد منفی باعث می شود که اکثر آنها بمیرند (آترزی). به طور معمول فقط یک فولیکول ، که اکنون به نام فولیکول غالب شناخته می شود ، از این کاهش در FSH زنده می ماند و این فولیکول موجود در تخمک تخمک خواهد بود. دانشمندان فاکتورهای زیادی را مورد بررسی قرار داده اند که منجر به غالب شدن فولیکول می شود: اندازه ، تعداد سلولهای گرانولوزا ، و تعداد گیرنده های FSH در آن سلولهای گرانولوزا ، همگی باعث می شوند که یک فولیکول به یک فولیکول غالب بازمانده تبدیل شود.

ادامه مطلب گزارش کد : 2055

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان